نمایش ستارخان و روایتی مشوش از قهرمانان مشروطه
نمایش ستارخان و روایتی مشوش از قهرمانان مشروطه

به گزارش صدای آناک،نمایش ستارخان، با موضوع قیام ستارخان و مشروطه از جمله اتفاقات قابل‌ توجه هنر تبریز در روزهای اخیر است که هر روز جمعی از مردم را به سالن خاوران شهرداری تبریز می کشاند. این نمایش که روایتی غیر منطبق و مشوش از ستارخان و قهرمانان مشروطه دارد به گفته صدیق جمالی نویسنده […]

به گزارش صدای آناک،نمایش ستارخان، با موضوع قیام ستارخان و مشروطه از جمله اتفاقات قابل‌ توجه هنر تبریز در روزهای اخیر است که هر روز جمعی از مردم را به سالن خاوران شهرداری تبریز می کشاند. این نمایش که روایتی غیر منطبق و مشوش از ستارخان و قهرمانان مشروطه دارد به گفته صدیق جمالی نویسنده و کارگردان،این نمایش، پس از ۶ماه تمرین با حضور ۳۰۰نفر بازیگر و عوامل اجرایی به روی صحنه رفته است.

ایرادهای مختلفی به روایت داستان ستارخان گرفته می شود از جمله اینکه، از عناصر صحنه، دیالوگ ها و لباس های بازیگران گرفته تا نحوه تعامل نقش های داستان با یکدیگر بایستی انطباق حداکثری با زیست تاریخی قهرمانان نمایش داشته و فاصله معناداری با نقطه روایت نداشته باشند.

رقص مالی ستارخان نه تاریخی است نه هنر و نه نوآوری

صدیق جمالی در کنفرانس خبری نمایش گفته بود، نمایش تلفیقی از تاریخ، هنر و نوآوری است. اما باورهای مذهبی ستارخان و بانوان نقش آفرین در مشروطه همچون «تللی» که در هنگامه زخمی شدن مانع مداوای خود توسط مردمان نامحرم می شود بصورت آشکار در تناقض با واقعیت تاریخی، هنری و باورهای مذهبی قهرمانان مشروطه و روایت نمایش ستارخان قرار دارد که در آن مرد و زن نامحرم همزمان به رقص اقدام می کنند.

رقص نمایش انطباق منطقه ای ندارد

گذشته از اینکه بکارگیری رقص در نمایشی تاریخی که توام با صحنه های حماسی و تراژیک و مغایر با هنجارهای اجتماعی قهرمان داستان بوده است بستری نامانوس برای این پدیده بنظر می رسد، اما رقص های انتخاب شده نیز به لحاظ جغرافیایی با منطقه وقوع رویداد مشروطه مغایرت دارد و شامل رقص نواحی قفقاز جنوبی می باشد.

فریدون عموزاده عضو گروه نویسندگان مجموعه تلویزیونی مارال که به تازگی در تبریز حضور یافته بود در خصوص روایت داستانی مجموعه مارال گفت: گروه نویسندگان در مارال برای نوشتن دیالوگ‌های داستان، انتخاب لباس، فضاسازی صحنه و حتی استکان چای بازیگران، هزار جلد کتاب مطالعه کردند.

این در حالیست که صدیق جمالی در خصوص مجموع مدت زمان پژوهش و نویسندگی متن نمایشنامه تئاتر و تمرین بازیگران، زمان صرف شده را هفت ماه اعلام کرده است که زمان معقولی برای پژوهش در این زمینه به نظر نمی رسد.

لباس های متحدالشکل پوشیده شده توسط مردان و زنان حاضر در این نمایش نیز بغیر از معدود بازیگران آن با عکس های تاریخی مشروطه که در دسترس عموم قرار دارد همخوانی ندارد.

صعود به میله و رقص پرچم

در بخشی از این نمایش فردی با بالارفتن از طناب و رساندن خود به میله متصل به سقف، حرکات نمایش پرچم انجام می دهد، مشخص نیست چنین حرکت ورزشی در زمان مشروط مرسوم بوده است یا نه؟!

ستارخان باسواد!!!

در قسمتی از نمایش، ستارخان نامه ای را که به ایشان رسیده را می خواند در حالیکه به گواه تاریخ ستارخان سواد خواندن و نوشتن نداشته است و آقای صدیق جمالی در این بخش شخصیتی بدور از واقعیت از وی را به نمایش می گذارد.

پرچم روسیه و سایر پرچم های حاشیه ساز

استفاده از پرچم های روسیه جدید بجای شوروی تزاری سابق دیگر مورد غیر منطبق و غیر مستند تاریخی این نمایش است که اگر بدبینانه نگاه کنیم احتمالا ریشه در نگاه غرب‌گرایانه و شرق ستیزانه و جناحی کارگردان نیز می تواند باشد.

پرچم های قرمز و آبی نزدیک با رنگهای پرچم جمهوری آذربایجان که در هیچکدام از تصاویر تاریخی، پرچم های مشابه آن دیده نشده است دیگر مورد از انتقادات وارد به نمایش ستارخان است که روایت امانتدارانه از مشروطه و ستارخان توسط صدیق جمالی را با تردید مواجه می کند.

طنز تلخ ماجرا جاییست که علی مراتبی، تهیه‌کننده نمایش ستارخان درپاسخ به انتقادات به علت عدم استفاده از پرچم ایران در نمایش اینگونه پاسخ می دهد که: “ما کدام پرچم ایران را استفاده می کردیم؟ پرچمی که آرم شیر و خورشید است یا پرچمی که آرم جمهوری اسلامی را دارد؟”

آقای مراتبی باید پاسخگو باشد که چگونه پرچم روسیه کنونی با محوریت پوتین را که شائبه ایران ستیزی دارد را برخلاف پرچم روسیه تزاری مورد استفاده قرار می دهد اما پرچم ایران کنونی را نه؟ چرا به پرچم قرمز و آبی نزدیک به پرچم جمهوری آذربایجان در برابر پرچم سه رنگ بدون آرم ایران راضی تر هستند؟

ستارخان رهبر قیام یا فرمانده ارشد میدان؟

همچنان که خود صدیق جمالی گفته است “روایت داستان ستارخان بدون روایت شخصیت‌هایی چون علی موسیو، حاج رسول صدقیانی و سایرین معنایی ندارد”. ستارخان، درکنار شخصیت برجسته ای چون علی موسیو که شهردار تبریز در دوره قاجار و رهبران مرکز غیبی و اجتماعیون تبریز بوده و شیخ محمد خیابانی که نماینده مجلس بوده نمی توانسته است رهبری قیام را برعهده داشته باشد بلکه وی فرمانده ارشد قیام بوده همچنانکه با اشغال تبریز توسط روس ها وی و باقرخان به اصرار ثقه الاسلام تبریزی روحانی حامی مشروطه به تهران رفتند و..

در انتهای مباحث مربوط به نمایش ستارخان باید گفت نمایش ستارخان یک نیاز بوده و بازخوانی تاریخ همواره موجب عبرت است. همچنانکه در جایی از این نمایش بخشی از زنان تبریزی را نمایش می دهد که با کاسه های خالی نزد ستارخان آمده و از معیشت سخت خود شکایت کرده و نسبت به تداوم مبارزه تردیدهایی را مطرح می کنند که امروز نیز مبتلابه بوده و نسبت به سیاست ایران به فرماندهی سردار شهید سلیمانی و محور مقاومت، شورای امنیت ملی و پرونده هسته ای ایران و عدم مذاکره و تسلیم دربرابر آمریکا با شیطنت تردید وارد می کنند.

آری نمایش درست تاریخ مانع از تکرار دوباره آن می شود.