مهارت ارتباطی زوجین
مهارت ارتباطی زوجین

یکی از جنبه های اصلی یادگیری مهارت های ارتباطی ، کشف شیوه ی مناسب دفاع از خود و کاهش روش های غیر ضروری دفاع است. امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر شیوه های زندگی، برخی افراد فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسایل […]

یکی از جنبه های اصلی یادگیری مهارت های ارتباطی ، کشف شیوه ی مناسب دفاع از خود و کاهش روش های غیر ضروری دفاع است. امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر شیوه های زندگی، برخی افراد فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسایل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر کرده است. پژوهش های بی شماری نشان داده اند که بسیاری از اختلالات روانی – عاطفی، ریشه های روانی اجتماعی دارند. برخی معتقدند که بیماری روانی در اصل ناشی از مشکلات مربوط به ارتباط نامناسب است. برآوردها نشان می دهند که بیشتر زوج ها ی درمانده، مشکلات ارتباطی را به عنوان یک مشکل عمده در روابط خود معرفی می کنند و شایع ترین مشکل که توسط زوج های ناراضی مطرح می شود، عدم موفقیت در برقراری ارتباط است. ارتباط میان فردی ، فرایندی است که طی آن اطلاعات، معانی و احساسات را از طریق پیام کلامی و غیر کلامی با دیگران در میان می گذاریم.

ضرورت ارتباطات میان فردی

گرایش انسان  به تعامل برقرار کردن با دیگران دلایل زیادی دارد و ارتباط برقرار کردن با دیگران بسیاری از نیازهای او را برطرف می کند. با توجه به سلسله مراتب نیازهای مازلو ارتباطات یکی از ابزارهای اصلی و اولیه رفع نیازهای انسان در کلیه ی سطوح است. هم چنین تحقیقات انجام شده شواهد محکمی در اختیارمان گذرانده اند که نشان می دهد بین سلامت جسمی انسان و روابطش با دیگران ارتباط نزیکی وجود دارد. یکی از یافته های جالب این است که وقتی انسان از تعامل با دیگران محروم می شود، غالبا دچار توهم ، اختلالات فیزیولوژیک و افسردگی و سردرگمی  می شود.  بنابراین انسان در تمام عمرش نیاز به تماس اجتماعی دارد.

ارتباطات زنان و مردان در عمل

تحقیقات صورت گرفته در مورد ارتباطات زنان و مردان نشان می دهد قواعدی که آنان در دوران کودکی آموخته اند کماکان در دوران بزرگسالی نیز حفظ می شوند. برای مثال  زنان احساسی تر صحبت می کنند و بیشتر بر مسائل احساسی  و شخصی تمرکز می کنند. در حالی که مردان در ارتباطات خود ابزاری و رقابتی عمل می کنند . از نظر اکثر مردان فعالیت ها، اساس روابط نزدیک را می سازند و به همین دلیل مردها معمولا برای تحکیم روابطشان سعی در همکاری و انجام کاری برای یکدیگر دارند. اما از نظر زنان ارتباط و گفتگو، اساس روابط است. از نظر بسیاری از زنان ارتباط برقرار کردن پایه صمیمیت و عامل نگهدارنده صمیمیت می باشد . با توجه به تفاوت زنان و مردان در ارتباط تعجبی ندارد که این دو جنس غالبا یکدیگر را درک نکند و دچار سوء تفاهم شوند. یک نمونه از همین اختلاف نظرهای زنان و مردان وقتی پیش می آید که زنان و مردان در مورد مسایل مختلف بحث می کنند. معمولا وقتی که زن مشکلش را برای مرد بازگو می کند ، مرد شروع می کند به ارائه ی توصیه و راه حل. نقطه نظر مرد در مورد ارتباط با این فلسفه که ارتباط یک ابزار است باعث می شود با انجام دادن کاری در صدد حمایت برآید. اما چون در اجتماعات زنان، ارتباط عمدتا ابزاری برای پیوند برقرار کردن با دیگران است، زنان پیش از هر توصیه ای خواهان همدلی و بحث در مورد احساسات هستند. در نتیجه زن ها گاهی اوقات احساس می کنند که مردها آدم های بی تفاوتی می باشند. به طور کلی مردها رغبت چندانی به افشای مسائل شخصی خود ندارند، در حالی که زنان از این نوع افشاها برای افزایش نزدیکی و صمیمیت استفاده می کنند. یکی دیگر از معظلات تعاملی مردان و زنان تفاوت آن ها در گوش دادن به حرف های دیگران است. زنان  به گونه ای تربیت شده اند که پاسخ  ده و پر احساس باشند. وقتی دیگران حرف می زنند اصول چون اهوم ، اها و … بر زبان می آورند و به این ترتیب به دیگران می فهمانند که به حرفهای آنان توجه دارند اما چون در اجتماعات مردانه ، تاکیدی بر پاسخ دهی نمی شود از همین رو مردان گرایش کمتری به استفاده از این گونه اصوات و جملات که حاکی از گوش دادن آن هاست، دارند.

هیچ چیز جایگزین عشق و توجه در ارتباط نمی شود. مهارت ها و فرآیندهای رفتاری خاص افراد را قادر می سازد که پیام را با دقت بیشتر، موثرتر و کارآمدتر ردوبدل کند. مطالعات نشان می دهد که زوج هایی که می آموزند چگونه تعارض و اختلافات خود را به طور موثرو کار آمد حل و فصل کنند بیشتر از زوج هایی که فاقد چنین مهارتهای هستند می توانند به زندگی مشترک ادامه بدهند.

برخی تفاوت های ارتباطی موجود میان زوج های درمانده و غیر در مانده :

  • زوج های درمانده و غیر درمانده در نسبت ارتباط هایشان با یکدیگر تفاوت ندارند. با وجود این ، همسران درمانده به نحو معناداری  کمتر از همسران غیردرمانده ممکن است گفته های همسرشان را مثبت ادارک کنند.
  • زوج های درمانده معمولا در طول تکالیف حل تعارض به طور معناداری  بیش از زوج های غیر درمانده، رفتارهای منفی انجام می دهند، به عکس رفتارهای مثبت در خزانه رفتاری زوج های غیردرمانده رایج تر است.
  • زوج های درمانده در مقایسه با زوج های غیر درمانده نسبت توافق کمتری را نشان می دهند
  • رفتارهای غیر کلامی شاخص قوی برای تمایز زوج های درمانده و غیردرمانده است.زوج های درمانده به شکل معناداری رفتارهای غیرکلامی منفی تری را نسبت به زوج های غیردرمانده بروز می دهند.

منبع : بهاری، فرشاد(۱۳۸۳)، آموزش مهارتهای زناشویی، حرف زدن و گوش دادن به همدیگر، تهران آ انتشارات رشد

گردآورنده : نسرین نیازی کارشناس ارشد روانشناسی

اداره مشاوره و مددکاری معاونت فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی