به گزارش صدای آناک،در جهان امروز، آزادی بیان به عنوان یکی از بنیادیترین ارزشهای دموکراسی و حقوق بشر شناخته میشود. کشورهای غربی همواره خود را مدافع این اصل معرفی کردهاند و با تکیه بر آن، به نقد دولتها و نظامهای سیاسی دیگر میپردازند. با این حال، واقعیت نشان میدهد که آزادی بیان در بسیاری از […]
به گزارش صدای آناک،در جهان امروز، آزادی بیان به عنوان یکی از بنیادیترین ارزشهای دموکراسی و حقوق بشر شناخته میشود. کشورهای غربی همواره خود را مدافع این اصل معرفی کردهاند و با تکیه بر آن، به نقد دولتها و نظامهای سیاسی دیگر میپردازند. با این حال، واقعیت نشان میدهد که آزادی بیان در بسیاری از موارد، نه یک اصل جهانشمول، بلکه ابزاری گزینشی و وابسته به ملاحظات سیاسی و امنیتی است.
پرونده اخیر مهدیه اسفندیاری، شهروند ایرانی ساکن فرانسه، نمونهای روشن از این تناقضهاست. او که سالها در فرانسه زندگی کرده، به دلیل انتشار مطالبی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و انتقاد از سیاستهای رژیم صهیونیستی، با اتهام «تمجید از تروریسم» بازداشت و در شرایط دشوار زندان نگهداری میشود. این در حالی است که در همان کشور، توهین آشکار به مقدسات اسلامی، انتشار کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر اسلام(ص) و تبلیغ خشونت علیه مسلمانان تحت عنوان «آزادی بیان» مجاز شمرده میشود.
آزادی بیان یا آزادی گزینشی؟
تناقض آشکار در رفتار رسانهها و نهادهای سیاسی غربی، نشان میدهد که آزادی بیان تنها زمانی مورد حمایت قرار میگیرد که در خدمت منافع خاص آنان باشد. دفاع از فلسطین و نقد سیاستهای صهیونیسم، بهجای آنکه در چارچوب گفتوگوی آزاد پذیرفته شود، جرم امنیتی تلقی میگردد. در مقابل، ترویج اسلامهراسی یا دفاع از خشونتهای اسرائیل، به عنوان بخشی از «حقوق فردی» مشروعیت مییابد. این دوگانگی، نه تنها اعتبار شعارهای غرب در دفاع از آزادی را زیر سؤال میبرد، بلکه نشاندهنده استانداردهای دوگانهای است که رسانهها و دولتها در پیش گرفتهاند.
نقش رسانهها
رسانهها به عنوان رکن چهارم دموکراسی، وظیفه دارند صدای بیصدایان باشند؛ اما در موضوع فلسطین اغلب شاهد سکوت، سانسور یا تحریف واقعیتها هستیم. جنایات روزانه علیه مردم بیدفاع غزه و کرانه باختری، به شکلی محدود و گزینشی بازتاب داده میشود، در حالی که هرگونه عملیات مقاومت فلسطینیان، با برچسب «تروریسم» پوشش خبری مییابد. این سیاست رسانهای باعث شده افکار عمومی جهانی نسبت به ابعاد واقعی بحران فلسطین آگاه نشود و تصویری یکطرفه از این منازعه شکل گیرد.
مسئولیت دانشگاه و جامعه علمی
دانشگاهها به عنوان مراکز تولید اندیشه و آگاهی، نمیتوانند در برابر این تناقضها بیتفاوت بمانند. دفاع از آزادی بیان واقعی، یعنی پذیرش تنوع دیدگاهها و فراهم کردن بستری برای شنیدهشدن صدای ملتهایی که در حاشیه قرار داده شدهاند. در این میان، مسئله فلسطین نه تنها یک موضوع سیاسی، بلکه آزمونی برای صداقت جهانیان در پایبندی به ارزشهای انسانی است. سکوت در برابر سرکوب صداهایی چون مهدیه اسفندیاری، به معنای چشمپوشی از سرنوشت آزادی بیان در جهان است.
پایان سخن
پرونده مهدیه اسفندیاری نشان میدهد که آزادی بیان در جهان امروز بیش از آنکه یک حق مسلم باشد، به میدان جدال سیاسی بدل شده است. اگر دفاع از مردم فلسطین جرم محسوب شود، آنگاه باید پرسید آزادی بیان دقیقاً کجا و برای چه کسانی معتبر است؟ رسالت نخبگان، دانشگاهیان و رسانههای مستقل، بازخوانی همین پرسش و تلاش برای آگاهسازی افکار عمومی است.
ایستادگی در کنار مردم فلسطین، نه تنها یک وظیفه انسانی و اسلامی، بلکه دفاع از حقی جهانی است: حق آزادی بیان بدون تبعیض و استانداردهای دوگانه.
روابط عمومی دانشگاه تبریز




