بازی با احساسات به قیمت شهرت /  اوج انارشیسمی امانمان را برید
بازی با احساسات به قیمت شهرت /  اوج انارشیسمی امانمان را برید

بخش خصوصی از سال ها پیش در زبان مسولین و مردم به کرات سر زبان ها افتاد . بخش خصوصی همان حرفه ای بودن باشگاه زیر نظر افراد متمول و سرمایه دار که رویای داشتن  باشگاهی بدون منت را در سر میلیون ها هوادار میپروراند . آیا در فوتبال ایران که همیشه با حواشی متعدد […]

بخش خصوصی از سال ها پیش در زبان مسولین و مردم به کرات سر زبان ها افتاد . بخش خصوصی همان حرفه ای بودن باشگاه زیر نظر افراد متمول و سرمایه دار که رویای داشتن  باشگاهی بدون منت را در سر میلیون ها هوادار میپروراند .

آیا در فوتبال ایران که همیشه با حواشی متعدد دست و پنجه نرم می کند ، می توانست بازدهی مناسبی داشته باشد ؟ سال ها قبل امثال برادران شفیعی یا حسین هدایتی ( در پشت پرده ) چه حاصلی برای فوتبال داشت . بدون تردید ساختار و سیستم مدیریتی فوتبال در ایران ، بخاطر دستان پشت پرده سد محکمی برای خروجی مناسب برای تیمداری خصوصی داشته است . البته با تمام شفاف سازی می توان به عینه اذعان داشت ، بیشتر این افراد برای به شهرت رسیدن نیز تیمداری را هدف خود قرار می دهند . البته از این موضوع نگذریم که بیشتر این افراد به دلیل نداشتن تخصص و سابقه باشگاهداری همیشه با مشکل مواجه شده اند .

عده ای از این افراد نیز بیشتر علاقمند به جویای نام بودن هستند تا از طریق فوتبال که اجین شده از  سیاست و اقتصاد هست ، خواهان رسیدن به مقصود خود می باشند .

اما در این  اثناء قاعده بعضی باشگاه ها تفاوت زیادی با سایر تیم ها دارد .

در فوتبال ایران که نامش حرفه ای است پله ها فاصله برای رسیدن به سطح اول فوتبال پیشرفته وجود دارد .با تمام احترام به سایر تیم های شاغل در فوتبال لیگ برتر ایران ، سه تیم تراکتور ، پیروزی و استقلال قاعده مستثنی دارند ، دلیل ادعای ما همان تماشاگران عظیم در فوتبال ایران و اسیا می باشد .

شاید از همان به تحریر آوردن این مطلب گلایه ای هر چند خالصانه و با احترام به هواداران دارم . تقریبا ۳ سال قبل بعد از حادثه مشکلات بین محسن فروزان و باشگاه ، مطلبی ازسوی بنده به رشته تحریر درآمد ، که موجی از انتقادات و حتی الفاظی دور از انصاف نثار بنده شد . چرا  که فقط به این جمله بسنده کرده بودم که مردم آذربایجان مالک اصلی باشگاه تراکتور هستد و این نوع تیم داری فاصله زیادی با تیم داری حرفه ای دارد . و مالک با گماردن چارت مدیریتی مجرب و تامین هزینه ملزم به رعایت اصول حرفه ای باشگاه داری را دارد و از همان بدو آغاز به کار به ظاهر بخش خصوصی اوج انارشیسمی و بی نوعی هرج و مرج طلبی به یک اپیدمی خانه مان سوز تبدیل شد عدم قراردادهای مناسب و یک سویه که بیشتر شباهت به عهدنامه معروف ترکمنچای داشت ، تیم حرفه ای را تبدیل به یک محله و بروبیای بدون بزرگ کرد .

افرادی که تیم را گذری برای امرار و معاش و دلالیسم کردند . چرا فردی که در تهران منتسب به یک سرمربی نام آشناست ، همیشه نقش مهمی در ورود و خروج بازیکنان داشت .یک جمله کلیشه ای است که اکثرا از زبان بازیکنان خروجی به گوشمان می رسد . ( من علی رغم علاقه محبور به ترک باشگاه هستم ، چون به دلیل بعضی اتفاقات در باشگاه ) قادر به ادامه همکاری نیستم . فارغ از بحث بازیکنان ، مدیران چرا همیشه قبل از عوض کردن کت و شلوار ، به یکباره فرار را بر قرار ترجیح می دهند . یکی از مدیران طی روزهای اخیر به  جمله ای اشاره کرد که واقعا جای تاسف داشت .( در باشگاه هر وقت به کسی دستوری داده می شد ، با کلمه حاجی باید بگویم مواجه می شدم ! 

در طول سالیان گذشته تغییرات مکرر سرمربی و مدیر اوج بی برنامگی و جریانات پشت پرده بود . آیا تاکنون در این همه پرونده و شکایات (دوسویه بود) باشگاه تراکتور به حق و حقوق خود رسیده است ؟ که در جواب باید بگوییم همیشه با شرمساری به نتیجه نرسیده و محکوم به هم محرومیت و هم جریمه های سنگین سرسام آور شدیم . خوب نگذریم از اینکه بعضی از تیم داران هدفی جز به شهرت رسیدن و معاف از دارائی و مالیات ندارند . و با چند مصاحبه عوام فریبانه و وعده های توخالی با احساس میلیون ها هوادار بازی می کنند .

سوال من از کسانی که بارها گفته اند آقای زنوزی هزینه های سنگین کرده است ، پس چرا با این همه صرف هزینه ، باشگاه دارای بدهی سنگین شده و از پنجره نقل و انتقالات محروم شده است . خروج یک به یک بازیکنان اوج خبرهایی است که در آینده مشخص خواهد کرد ، که دشمنی از خودمان بوده است ، نه از وزیر و نه از هر گروه و یا شخص دیگر ….

امیر غلامی زاده ورهرام (نویسنده و خبرنگار ورزشی)